
اصطلاح «موجودات خیالی» در فلسفه معانی مختلفی دارند. اما با عنایت به پرسشهای دیگری که درزمینه موجودات خیالی مکاتبه فرمودید، روشن میشود که منظور شما ...
1. اصطلاح «موجودات خیالی» در فلسفه معانی مختلفی دارند. اما با عنایت به پرسشهای دیگری که درزمینه موجودات خیالی مکاتبه فرمودید، روشن میشود که منظور شما از موجودات خیالی تصوراتی است که فقط در ذهن موجودند و مصداق خارجی ندارند؛ یعنی تصوراتی که ما اعتبار میکنیم بیآنکه در خارج تحقق داشته باشند؛ همچون تصور اسب بالدار یا غول بی شاخ و دم یا سیمرغ.
با عنایت به این تعریف از موجودات خیالی، تجرد و مادیت آنها را موردبررسی قرار میدهیم.
2. در ابتدا میبایست تعریف مشخصی از مجرد و مادی داشته باشیم. فلاسفه تعاریف مختلفی درباره مجرد و مادی مطرح کردهاند.
مثلاً برخی از فلاسفه، موجود مجرد را موجودی مجرد از حجم و اندازه و مکان و زمان دانستهاند و به همین جهت، مصداق موجود مجرد را خداوند یا موجودات عقلانی (همچون ملائکه) دانستهاند که فاقد حجم و مقدار و مکان و زماناند. (1)
اما برخی از فلاسفه معتقدند که موجود مادی گاهی چنین است که فاقد حجم و مقدار و زمان و مکان و شکل و شمایل است. (همانند خدا و برخی از ملائکه) اما گاهی همچنین است که دارای حجم و مقدار و زمان و مکان و شکل و شمایل است (همانند تصوراتی که ما درباره درخت و اسب و غیره داریم که دارای ماده نیست. اما فاقد شکل و شمایل نیز نمیباشد. تصور من از فلان درخت، دارای شکل و شمایل و موقعیت مکانی و زمانی خاص است). در این صورت، نباید موجود مجرد را به معنای موجود فاقد حجم و مقدار و زمان و مکان دانست. از این منظر، موجود مجرد، موجودی است که محسوس نیست و وجودش مادی نیست؛ خواه دارای زمان و مکان و شکل و شمایل باشد، خواه نباشد. بر همین اساس موجودات مجرد را به دو قسم مجرد عقلی و مجرد مثالی تقسیم کردهاند. به موجود مجردی که شکل و شمایل و حجم و مقدار و زمان و مکان ندارد، مجرد عقلی میگویند؛ اما به موجود مجردی که این خصایص را دارد و درعینحال مادی نیست، مجرد مثالی میگویند.(2)
به نظر میرسد دیدگاه اخیر دیدگاه بهتری است چراکه با اصطلاح مادی و مجرد نیز سازگاری بهتری دارد. موجود مادی موجودی است که وجودش درگرو ماده است و بدون ماده باقی نمیماند و به همین جهت که مادی است، به حس درمیآید. اما موجود مجرد موجودی است که مجرد از ماده است یعنی بدون ماده نیز باقی میماند و به حس درنمیآید.
3. حالا با عنایت به این تعریف از تجرد، سراغ تصورات خیالی میرویم. تصورات خیالی تصوراتی هستند که ذهن از جانب خودش آنها را اعتبار میکند. در مورد تصورات خیالی باید به این نکته دقت کرد که این تصورات عمدتاً از تصورات بسیطتری ساخته میشوند که آنها واقعی هستند اما ذهن با ترکیب و تجزیه تصورات واقعی و خارجی، تصورات جدیدی از جانب خودش میسازد که مسبوق به سابقه نیست و دارای مصداق خارجی نمیباشد. مثلاً ذهن هم از اسب تصور دارد و هم از بال. این دو تصور، واقعی و خارجی هستند و محسوس میباشند اما ذهن در آنها تصرف میکند و این دو را باهم ترکیب میکند و تصوری جدیدی میسازد که مصداق خارجی ندارد: اسب بالدار.
اسب بالدار نیز تصور است و محسوس نمیباشد و وجودش مادی نیست بلکه برآمده از تصرف ذهنی در تصورات سابق است. ازآنجاییکه تصور اسب بالدار، تصور مادی نیست و محسوس نمیباشد و وجودش درگرو ماده نیست، این تصور خیالی را نیز مجرد از ماده میدانیم. آری، تصور اسب بالدار دارای شکل و شمایل حجم و مقدار است (چنانچه میتوان تصور اسب بالدار غولپیکر و یا اسب بالدار کوچکتر از مگس را در نظر گرفت و یا اسب بالدار در آسمان یا اسب بالدار روی چمنزار را متصور شد) اما همانطور که عرض کردیم این خصوصیات سبب نمیشود که این تصور خیالی را مادی بدانیم چراکه در مادی نبودن، قید نشده بود که حتماً فاقد خصایص مذکور باشد. همینکه موجودی مادی و محسوس نباشد، کافی است که آن را غیرمادی و مجرد بدانیم.
4. بنابراین، روشن میشود که موجودات خیالی نیز مجرد هستند و اینطور نیست که موجود مجرد منحصراً خدا باشد. موجود مجرد از ماده هم میتواند خدا باشد و هم میتواند مخلوق خدا باشد. مجرد بودن یک خصیصه وجودی است که هم در موجودات واجبالوجود وجود دارد و هم در موجودات ممکنالوجود. نهایتاً تجرد دارای مراتب مختلفی است و گاهی داری شکل و شمایل و زمان و مکان مثالی است؛ و گاهی چنین نیست و مجرد تام است که مصداق آن فقط خداوند است.
پینوشتها:
1. خفری، تعلیقه بر الهیات شرح تجرید ملاعلی قوشچی، ص115.
2. نبویان، محمدمهدی، جستاری در فلسفه اسلامی، ج3، صص247-251.